فقر، خشکسالی و سیل؛ کلمات بیتکلف و کوتاهی که شاید تفسیر بلیغ این روزهای مردم اکثر مناطق جنوبی استان کرمان باشد و چشم انتظار یاری سایرین؛ که هیئت مدیره کانون وکلای دادگستری کرمان نیز لزوم همیاری و کمک به سیل زدگان را در عمل نشان دادند.
به گزارش روابط عمومی کانون وکلای دادگستری استان کرمان، محور ارتباطی و شرایط دسترسی به منطقه جازموریان بخش زهکلوت و در نهایت روستای سردشت و روستای تکولحسن به دلیل جریان شدید سیلابهای اخیر بسیار دشوار است. روستایی که با هر بارندگی، دسترسی به آن به کلی مسدود میشود و راه را بر مردم میبندد. این روستاها از ابتداییترین امکانات محروماند و مشکلاتی از قبیل بیآبی، نبود امکانات بهداشتی، فضاهای آموزشی مناسب، امکانات رفاهی، ورزشی، فرهنگی و حتی شناسنامه برای برخی از مردم این روستاها و دهها معضل دیگر مردم این دیار را رنج میدهد.
اهالی آن در تابستانها به علت گرمای شدید هوا برای خنک نگه داشتن کپرهای خود (محل سکونت) از خیس کردن شاخ و برگهای آن و برای خنک کردن آب از خیس کردن پارچههای پیچیده دور بطریها استفاده میکنند و از ديرباز نیز با كم آبی و مشکل آب شرب غیر بهداشتی و خشكسالی مواجهاند. تابستانها ساکنان این روستاها در گرمای ۵۰ درجه در کپر از ترس عقربها و مارها خواب و آسایش ندارند و زمستانها هم از سرما به دلیل نداشتن سرپناه مناسب رنج میبرند. درست در واپسین روزهای دی ماه امسال نیز وقوع بارشهای شديد و پی در پی سبب شد در این روستاها و چندین روستای دور و نزدیک به آن سيل جاری و خسارت قابل توجهی به اين منطقه وارد شود این در حالیست که اگر زير ساختها مهيا بود با كنترل اين سيلابها و ذخيره كردن آب، مشكل بیآبی این منطقه تا حدودی مرتفع میگردید. علاوه بر این، احشام و دامهای زیادی که به طور قطع میتوان گفت تمام دارایی آنها بود نیز در حوادث اخیر تلف شده و بر غصهی اهالی این روستاها افزودهاند و شرایطی را ایجاد کرده که ساکنین این مناطق از هر ابر بارانزایی احساس دلهره دارند گویی این غم و اندوه است که به جای باران از آسمان بر زمینهای سردشت و تکولحسن نازل میشود.
تمام این عوامل مزید بر روحیه نوعدوستی هیئت مدیره کانون وکلای دادگستری کرمان شد تا بار دیگر لزوم همیاری و کمک به سیل زدگان را در عمل نشان دهند و با کمک خود بتوانند حتی برای لحظهای سختیها و خسارتهای وارد شده به مردم این دیار را کم کنند و لبخندی بر لب آنان بنشانند. بدین منظور با هدف رساندن بستههای اهدایی از طرف کانون وکلای دادگستری کرمان به اهالی این مناطق حرکت کردیم و در جادهای قدم گذاشتیم که در انتهای آن نوع دوستی معنا گرفت. کمی جلوتر رفتیم با جادههایی که هرگز رنگ آسفالت را به خود ندیدهاند، مواجه شدیم، از مسیر پر گل و لای و صعب العبور قدری پایینتر که آمدیم، در آنسوی جاده تابلوی سبز رنگی به چشم خورد که روی آن نوشته بود به “سردشت” خوش آمدید. تابلویی که حالا بعد از سیل روزهای اخیر کمی کج شده و رنگش هم کمی به سفیدی میزند. نمیدانم، شاید این تابلو هم از عمق محرومیت و بیتوجهی، رنگ از رخسارش پریده باشد! آخر مگر میتواند فراموش کند آن شب تلخ خاکسپاری رودابهی ۵ ساله بر اثر تراژدی ادامهدار مرگ کودکان بر اثر عقرب گزیدگی را (اینجا بخوانید) . هنوز صدای نالههای زن بارداری که به دلیل نبود پزشک جان خود را از دست داد در گوش اهالی این روستا میپیچد.
مسافت تا روستای سردشت با پستی و بلندیها و جادههای ناهمواری که داشت به نظرمان بسیار طولانی آمد، منطقهای که گویش خاص اهالی آن تا حدودی شبیه لهجه بلوچی بود و مردان و پسران لباسهای بلندی بر تن داشتند و زنان و دختران نیز لباسهای رنگارنگ سنتی که برخی از آنان شالهای رنگی خود را حجاب صورتشان کرده بودند و بی وعده چشم انتظار کمک بودند. هر چهره ای که نگاه میکردیم غمزده بود.
بستههای اهدایی که شامل 70 تخته پتو، روفرشی، کیسههای برنج، قند، کنسرو تن ماهی و لوبیا بود در میان خانوارهای آسیب دیده توزیع شد.
در حین توزیع بستهها، پسرکِ نهایتا ۱۰ سالهای با لهجهی محلی خود گفت “شما که اینهمه زحمت کشیدید ما برایتان چه کنیم” گویی با همین کمک نه چندان بسیار، خود را عجیب مدیون ما میدانست و درصدد جبران بود! یکی دیگر از اهالی آن منطقه که چهرهای آفتاب سوخته داشت و در حال هدایت کردن شاخههای درخت خرما به مسیر سیلاب بود و به قول خودش چند کلاس بیشتر از سایرین خوانده از ما خواهش کرد که شما به عنوان مدعی العموم، مدافع حقوق مردم مناطق محروم باشید و داد ما را از مسئولین بخواهید.
کم کم دارد هوا تاریک میشود. بعد از اتمام بستهها راهمان را جهت برگشت کج کردیم. با خود فکر میکردم سیل هر چند ویرانیها و خسارات بسیاری را برای مردمان این دیار به جای گذاشت اما لحظاتی فراموش نشدنی از ایثار و از خود گذشتگی وکلای دادگستری را نیز به وجود آورد.





















