اگر کرونا آن‌ها را نکشد، فقر و بی‌پناهی آن‌ها را از پا در می‌آورد/ کودکان کار و چالش‌های قانونی و اجرائی

تا به امروز با غریبه‌های زیادی در خیابان هم‌صحبت شده‌ام، با پیرزنی که با ذوق، نفس کم رمقش را از سینه بیرون می‌کرد و به سمت خانه پسرش و به دیدن تنها نوه‌اش می‌رفت، با پیرمردی که غر غر کنان از گرانی و شلوغی خیابان‌ها و نحوه پوشش جوانترها لب به دندان می‌گزید و از پیاده رو عبور می‌کرد و …

از کِی شروع شد و از کِی تصمیم گرفتم از کنار هیچ آدمی بی تفاوت عبور نکنم یادم نیست. تصمیم داشتم موقتاً این عادت همیشگی را به بعد از قرنطینه و گذر از روزهای کرونایی موکول کنم اما صدا زدن‌های پی در پی دختر دستفروش در لا به لای بوق‌ ممتد ماشین‌ها توجهم را به خود جلب کرد.

خورشید ساعت چهار بعد از ظهر روی موهای نه چندان مرتب چتری‌اش می‌تابید. رنگ چندانی به رخسار نداشت، با لبخندی کمرنگ در سیمایش، جلو آمد و گفت: “سلام، خاله سفره دارم میخری؟” بدون کوچکترین نگاهی پاسخ می‌دهم نه خاله احتیاج ندارم.دخترک اما مصمم‌تر از قبل به دنبال مشتری است و اصرارش برای خرید از بی‌رونقی فروش آن روزش خبر می‌دهد.

دندان‌های کج و معوجش از میان لب‌ها و لبخندهایش بیرون زده است، از او پرسیدم پول‌ها را برای خودت نگه می‌داری؟ مکثی کرد، آب دهانش را قورت داد و گفت ” نه! همه پولامونو می‌دیم به مادرم”.

پرسیدم پدرت کجاست؟  

دیگر لبخند بر لب ندارد، بعد از هر حرف سکوتی عمیق میانمان فاصله می‌اندازد، «خودمونم نمی دونیم کجاست. بعضی وقتا میاد خونه داد و فریاد می‌زنه و مامانم بهش پول میده. بعدشم دوباره میره طوری که گاهی یادم میره هست». از صحبت‌هایش مشخص بود مادرش هم چند روزیست با کرونا دست و پنجه نرم می‌کند. انگلیسی یا هندی و چینی‌اش را نمی‌دانست اما به نظر نمی‌رسید حال دخترک از مادرش بهتر باشد. به نظرم رسید به زحمت خود را برای بدست آوردن مقداری پول که قرار است نان شب خود و خانواده‌اش را تأمین کند سرپانگه داشته است. خودش می‌گوید یکسره تا شب کار می‌کند و جنازه‌اش را به خانه می‌برد.البته بهتر است از توصیفاتش، لفظ خرابه را به جای خانه استفاده کنم.

«خاله، اسفند دود کردم کرونا نگیرین» این را «سعید» کودک ۱۳ ساله‌ای می‌گوید که جثه کوچکش سن و سالش را کمتر از این حرف‌ها نشان می‌دهد.  چشمان و مژه‌های سیاهش  زیر ابروهای پرپشت و بلندش به چشم نمی‌آیند. پاهایش به زمین نمی‌رسند، همانطور که تکان تکانشان می‌دهد از درآمد روزانه‌اش می‌گوید. با نوک زبان، لب خشک شده‌اش را کمی تر می‌‌کند و یک نفس حرف می‌زند. صورتش تصویر رنج است و صدایش، صدای رنج؛ که فاصله او را از دنیای کودکی‌اش نشان می‌دهد.

__ مدرسه هم میروی؟ “بله اما الان که خداروشکر بخاطر کرونا تعطیله”

_  یعنی مدرسه رو دوست نداری؟ “چرا ولی خب مدرسه که نمیرم روزا هم میتونم کار کنم”

نمی‌دانم دخترکان و پسرکان کار، درسشان به درس «کار» رسیده بود و از آن چیزی می‌دانستند یا نخوانده سر جلسه امتحان نشاندنشان.

لیلا، دختر نهایتا 10 ساله‌‌، با قد و قواره لاغر و سبزه رو، کودک دیگریست که می‌گوید تمام درآمدش صرف بیماری خواهر کوچکترش می‌شود و از اینکه نتوانسته درس بخواند و دکتر بشود ناراحت است و مجبور و محکوم است به کار.  در پاسخ به این سوال که پدرت شغلش چیست خیلی مودبانه صورت سفید و گردش را بالا می‌آورد و می‌گوید: “خاله عمرش را داده به شما”.  می‌گوید: “حالا که مدرسه ها تعطیلن روزا دست فروشی می‌کنم و شبا با مادرم سبزی و باقالی پاک می‌کنیم و میوه فروشی دو تا کوچه بالاترمون گونی گونی از ما تحویل می‌گیره و بهمون دستمزد میده”.

لیلا… جایی خوانده بودم نام تمام دختران زمین لیلاست! این روزها لیلا باید پی بازی و روزهای شیرین کودکانه‌اش باشد اما دلش تیر می‌کشد از بیماری خواهرش که ابتدایی‌ترین طبیعتش (خوردن) را هم فراموش کرده است..

این‌ها نمونه کودکانی‌اند که به جای تجربه شیرین کودکی و بازی و شادی در کوچه و رفتن به مدرسه و خرید دفتر و مشق و شیطنت های مختلف در روزگار کنونی نام کودکان کار بر صورت های معصومشان حک شده است. كودكى و ابتدای نوجوانی، دوران شروع است و روزگار بیگناهی؛ آن‌ها هنوز نمی‌دانند چه مشکلاتی در پیش رو دارند و چه روزهای به مراتب دشوارتری را باید تحمل کنند. در حالی که شرایط بحرانی و تب و تاب شیوع گسترده ویروس کرونا، همه را به ماندن در خانه و رعایت پروتکل‌های بهداشتی فرا می‌خواند اما همچنان کودکان کار با چهره‌هایی پر از رنج و خستگی با تمام توان برای به دست آوردن نان شبشان می‌جنگند و در این میان، نه ترس از کرونا بلکه ترس از فروش نرفتن جنس‌هایشان را دارند. مشکلاتی چون سوء تغذیه و عدم رعایت مسائل بهداشتی نیز بر آسیب‌پذیری این افراد دامن می‌زند و از آنجا که عموماً در خانواده‌های پرجمعیتی هستند می‌توانند ناقل ویروس به خانواده و افراد بیشتری باشند.

قوانین زیادی برای حمایت از کودکان کار تدوین‌شده است، سازمان‌های دولتی، انجمن‌ها و موسسات خیریه و مردمی در کشور مدعی هستند از این کودکان حمایت می‌کنند، اما هنوز این دختران و پسران کوچک را در حین کار کردن نظاره می‌کنیم و سوالات زیادی بی‌جواب در ذهن می‌مانند.

علی رغم اینکه ماده 55 منشور حقوق شهروندی به صراحت بیان می‌دارد حق کودکان است که از والدین و سرپرستان صلاحیت دار برخوردار باشند و جدای از ملاحظات حقوقی مربوط به سرپرستی کودکان، جامعه و قدرت سیاسی نیز وظیفه دارند زمینه‌های ساختاری بهره‌مندی از سرپرستان صلاحیت‌دار را برای کودکان فراهم کنند. در این میان هر سازمانی به نوعی می‌تواند نقش‌آفرینی کند و برای حل مشکلات مربوط به آن‌ها، باید انسان‌های بیشماری همکاری کنند و به سمت اقدام‌های عملی و اجرائی سوق داده شوند و در صورتی که این بی‌تفاوتی ادامه دار باشد می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری را مسبب گردد.

وظایف شهروندان در برابر کودکان کار/  زبان مفاهمه می‌خواهیم، زبان مشترک، حس و حرف و نگاه مشترک

وکیل سیما برخوری رئیس کمیسیون بانوان کانون وکلای دادگستری کرمان با بیان اینکه متأسفانه هنوز حلقه واسطی برای تعامل و تفکر و طرح مشکلات وموضوعات وجود ندارد عنوان نمود: آنچه حائز اهمیت است اینکه کودکان کار را نادیده نگیریم. نگاه نکردن و جواب ندادن به آن‌ها، عین نادیده گرفتن است که می‌تواند موجب آسیب‌های فردی و اجتماعی جبران‌ناپذیری شود. اگر تصمیم گرفتیم از کودکان خرید نکنیم، می‌توانیم در پاسخ به تقاضای آن‌ها برای خرید کالا، مودبانه بگوییم «نه ممنون» و اگر لازم بود، جوابمان را چند بار تکرار کنیم. به کار بردن خشونت کلامی و رفتاری در این زمینه، نقض حقوق آن کودک است.

وی ضمن مذموم شمردن این تفکر که همه‌ی کودکان کار (دست‌فروش، متکدی، شیشه‌شوی و اسپند‌ دودکن) برای فرد دیگری کار می‌کنند یا باند هستند اذعان کرد: اغلب کودکان کار، نان‌آوران کوچک خانواده‌هایشان هستند. برای کار و تلاش آن‌ها احترام قائل شویم و از بیان این جمله که «شما باند هستید.» در مقابل کودکان پرهیز کنیم. (برای مطالعه بیش‌تر به مقاله آیا کودکان کارِ در خیابان، باند هستند؟ مراجعه کنید)

این وکیل پایه یک دادگستری نحوه تعامل مردم با این کودکان را حائز اهمیت دانست و گفت: در صورت مشاهده‌ی کودکانی که در معرض آسیب جدی جانی هستند، نظیر کودکان بسیار کم‌سال، کودکانی که از ماشین‌ها آویزان می‌شوند، کودکانی که در ظاهرشان آثار شکنجه و ضرب و شتم وجود دارد، به سرعت مراتب را به اورژانس اجتماعی (با شماره تماس 123) و یا سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در این زمینه گزارش دهیم. یکی از وظایف اورژانس اجتماعی رسیدگی به موارد این‌چنینی است.

وی با اشاره به تأثیرات دراز مدت و منفی پول دادن بی‌دلیل یا پرداخت مبالغ بالا در ازای کالایی که کودک می‌فروشد، بر شخصیت کودکان و تشویق روحی کودک به کارهای کاذب (حتی در آینده) تصریح نمود: در صورت تمایل به خرید، با کودکان مانند یک فروشنده مواجه شویم و از رفتارهای ترحم‌آمیز افراطی پرهیز کنیم. علاوه بر این، در مقابل خشونت یا بی‌احترامی دیگران به کودکان کار، سکوت نکنیم. حداقل اقدام در این زمینه، تذکر کلامی به افراد و نیز حمایت از کودک در معرض خشونت است.

آنچه حائز اهمیت است اینکه راه‌های درست و ریشه‌ای کمک به کودکان کار را بیابیم. اگر هر روز از دیدن کودکان در چهارراه‌ها در رنج هستیم، بدانیم که ریشه‌ی این مساله در خیابان نیست؛ بلکه ریشه‌ها در فقر مالی یا فرهنگی خانواده، خاستگاه کودک، محله و جامعه است. لذا توصیه می‌شود برای کمک اثربخش به کودکان به سازمان‌های فعال در این زمینه بپیوندیم و برای خود به عنوان یک شهروند مسئول، فعالیتی داوطلبانه تعریف نماییم.

کودکان کار و چالش‌های قانونی و اجرایی

سمیه شجاعی، نایب رئیس کمیسیون بانوان کانون وکلای دادگستری کرمان نیز در این رابطه می‌گوید: با توجه به عدم توانایی خود کودکان در احقاق حقوق فردی خویش، پرداختن به مقوله کودک که یکی از آسیب‌پذیر‌ترین گروه‌های اجتماعی است، به عنوان یکی از مبانی حقوق بشر واجد اهمیت فراوانی می‌باشد که در گام اول لازم است تعریفی از کودک کار و یا کاری که برای کودک مضر دانسته می‌شود را ارائه نماییم. براساس ماده ۳۲ پیمان نامه جهانی حقوق کودک، هر فعالیت و کاری که ممکن است کودک را در معرض استثمار اقتصادی قرار بدهد و برای او زیان بار باشد، به تحصیل کودک خللی وارد کند، به سلامتی کودک یا به رشد جسمانی، ذهنی، اخلاقی یا اجتماعی او آسیب برساند کار کودک محسوب می‌شود.

وکیل شجاعی در پاسخ به این سوال که جایگاه کودکان کار در قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ بیان کرد: طبق ماده 79 قانون کار جمهوری اسلامی ایران، به کار گماردن افراد کمتر از 15 سال تمام ممنوع می‌باشد کارفرمایانی که افراد کمتر از ۱۵ سال را به کار بگمارند، مستوجب مجازات خواهند بود. از سوی دیگر ماد‏ه‏ ۸۴ قانون کار پیش‌بینی کرده است که در مشاغل و کار‌هایی که ماهیت آن می‌تواند به اوضاع روحی، روانی و جسمی کودک آسیب برساند حداقل سن کار ۱۸ سال تمام خواهد بود که البته این مواد نیز متضمن ضمانت اجرا یا راهکاری که به نفع کودکان کار باشد نیست.

وی افزود: در این رابطه اقداماتی از قبیل صدور کارت شناسایی، بیمه، اوراق هویتی، اجازه تحصیل به بچه‌ها یک قدم رو به جلو بود و در سال‌های گذشته قوانین و آیین نامه هایی در جهت حمایت از حقوق کودکان تصویب و ابلاغ شده اند اما به خاطر نقص آن‌ها و یا نبود ضمانت اجرایی قوی، احقاق این حقوق آنگونه که شایسته است همچنان اندر خم یک کوچه مانده است.

به گفته این وکیل پایه یک دادگستری و عضو کمیسیون بانوان کانون وکلای دادگستری کرمان، به موجب ماده 51 قانون کار، ساعات کار کارگران نباید از 8 ساعت در روز تجاوز کند و در ماده 82 قانون فوق‌الذکر اعلام شده است که ساعات کار نوجوان باید نیم ساعت کمتر از ساعت کار کارگران معمولی باشد و بر طبق ماده 83 این قانون، ارجاع هر گونه کاری و انجام کار در شب و نیز ارجاع کارهای سخت و زیان‌بار و خطرناک و حمل بار بیش از حد مجاز برای کارگر نوجوان ممنوع است.

در واقع کودکان کار معلول عوامل مختلفی همچون شرایط بد اقتصادی، اختلافات خانوادگی، ترک تحصیل و فروپاشی خانواده و غیره هستند که تکیه گاه مناسبی برای تحصیل و راهی به جز اشتغال ندارند در چنین شرایطی، وظیفه دولت و جامعه است که این افراد را د ر پناه خود بگیرد و در خصوص حقوق کودکان کار، افتتاح کلینیک حقوق شهروندی کانون وکلای دادگستری کرمان با رویکرد علمی و نگاه تخصصی به چالش ها و مخاطرات تهدیدکننده کودکان، مسئولیت آموزش و فرهنگ سازی و مشاوره و معاضدت حقوقی کودکان و خانواده‌های آن‌ها را عهده‌دار شده است.

به هر روی، کار کودک از هر نوع و هر شکلی که  باشد مردود است و کار در این شرایط بحرانی کرونا که هر روز رنگ‌های مناطق مختلف به طیف رنگی پر رنگ‌تر نزدیک‌تر می‌شوند به طور قطع می‌تواند پیامدهای جبران ناپذیری داشته باشد. به استناد گفته‌های مسئولان، بحران کرونا خطر بیکاری کارگران روزمزد و فصلی را در پی دارد و این احتمال وجود دارد که فرزندان خانواده های کارگری، همان‌ها که قرار است روزی آینده سازان این جامعه باشند به دلیل مشکلات اقتصادی و مالی پس از دوران قرنطینه پشت میز و نیمکت مدرسه بازنگردند و یک راست راهی چرخه کار شوند و به گروه کودکان کار ملحق گردند. در این میان، کودکان کار دیگری هستند که به مراتب وضعیت اسف‌بارتری را متحمل می‌شوند و آن، کودکانی اند که در کارگاه‌های زیر زمینی مشغول به کارند. در خیابان، به سبب آشکار بودن وضعیت و آزادی عمل، کودکان توانایی بیشتری برای مراقبت از خودشان نسبت به کار در کارگاه‌ها و محیط‌های بسته دارند. یکی از جنبه‌های پنهان‌تر، «آزارها و خشونت‌های روحی، جسمی و جنسی» است که در کارگاه‌های زیرزمینی کودکان متحمل می‌شوند و به دلیل همان ماهیت پنهانی این نوع کارها دارند، شاید کسی متوجه نشود که بتواند به  این کودکان کمک کند.

کودکان در هر گوشه این سرزمین پهناور به دنیا آمده‌باشند  حق دارند از این جامعه حمایتی درخور و جامع بخواهند، حمایتی آن‌چنان کارآمد که با پیش‌پا افتاده‌ترین حوادث سلامتش به خطر نیفتد.

فاطمه خواجوئی

روابط عمومی کانون وکلای دادگستری کرمان