آسیب‌های اجتماعی، زمینه های بروز و راهکارهای پیشگیری

امروزه پدیده طلاق و افزایش آمار آن و نیز خشونت های خانگی که جایگزین عشق و محبت درخانواده هاگردیده و گاهاً منجر به فرار فرزندان از منزل می گردد، به عنوان یکی از آسیب‌های جدی در اجتماع مطرح شده که آثار سوء و منفی حاصل از آن بتدریج باعث تخریب آینده فرزندانمان و در واقع تخریب یک جامعه سالم و هدفمند می شود و ازطرفی برخلاف گذشته که طلاق یک امر مذموم و قبیح و در عین حال وحشت آور تلقی می‌شد امروزه ابزار رایجی شده که به مدد آن افرادبدون توجه به این نکته که حتی تصمیم گیری های شخصی میتواند لطمه های جبران ناپذیری را در آینده وارد آورد، خود رابدون واهمه واسترس از وضعیت موجود رهاساخته که متاسفانه مشکلات آتی آن به مرور دامان بهزیستی را گرفته، بطوریکه سازمان  نسبت به جبران این بحران از طریق ارائه خدمات تخصصی وریشه یابی ونیز شناسایی سایر آسیب‌های اجتماعی مرتبط در جهت کنترل یا رفع آنهابایستی تلاش بیشتری جهت بازپروری نماید. در نتیجه تصمیم بر آن شد که به مناسبت هفته بهزیستی ضمن تبریک و تهنیت و عرض خسته نباشید از تلاش بی وقفه به این سازمان مراجعه و ازنظرات برخی مسؤلین و کارشناسان امور اجتماعی از جمله سرکار خانم خدیجه سالاری  و نیزدایره حقوقی بهزیستی استان کرمان از جمله جناب آقای کیان زندی  و سرکارخانم ها طوبی سلاجقه وخدیجه پورعوض ؛ درخصوص ارائه راهکارهایی جهت جلوگیری از این معضلات بهره‌مند گردیم.در ابتدا کادر حقوقی سازمان پس از قدردانی از کانون وکلای دادگستری کرمان و وکلای با وجدانی که سالهاست از مددجویان بهزیستی حمایت کرده و وکالت آنها را به رایگان برعهده گرفته،اظهار نمود اولین چشم داشت سازمان به کانون وکلا بوده چراکه با اشراف به قوانین و فن دفاع لازم علاوه براینکه می‌توانند مددجویان را از مشکلاتی که از باب حقوقی بر سر راه ایشان قرار می گیرد حمایت کنند، بلکه نسبت به آگاهی والدین و حتی فرزندان در خصوص حقوق و تکالیف خود ونیز اطلاع ازقوانین موجود که متاسفانه گاهی جهل به قانون باعث بروز برخی جرائم و بزهکاری ها در جامعه می گردد، با آموزش های لازم از بروز برخی آسیب ها پیشگیری نمایند. در ادامه اشاره گشت به ارگان های دیگر ازجمله آموزش و پرورش که نقش بسزایی را در زمینه کاهش آسیب های اجتماعی از طریق آموزش مهارت های زندگی در کنار دروس تحصیلی، می تواند فراهم نماید. چرا که امروزه کودکان ما نسبت به گذشته از خیلی مسائل آگاه بوده و نیاز به آموزش لازم جهت ورود به این دنیای مدرن و حفاظت از خود در برابر مشکلاتی که با ناآگاهی بسمتشان می آید، را دارند.   شایان ذکر است کارشناسان حقوقی با تاکید برمشاوره های قبل از ازدواج به منظور مقاوم سازی افراد در برابر تهدیدات و  پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و کاهش مشکلات دوران زناشویی و از طرفی کاهش ورودی پرونده های خانواده به دادگاه؛ اطلاع رسانی و آگاه سازی عمومی را بسیار موثر دانسته وراهکارهایی را جهت کنترل و کاهش آمار طلاق ارائه نموده از جمله برنامه ریزی جهت نهادینه شدن آموزش مهارت های زندگی قبل از ازدواج، جلوگیری از ازدواج‌های زودرس و دیر هنگام، کاهش و کنترل پدیده اعتیاد، ارجاع زوجین قبل از عقد جهت دریافت آموزشهای لازم وافزایش خدمات رایگان اقشار کم درآمد از مراکز مشاوره.   همچنین در ادامه بر تاثیر بیش از پنجاه درصدی مشاوره های قبل از طلاق که باعث موفقیت هرچند کوتاه مدت گردیده، اذعان داشت حتی در موارد انتخاب طلاق به عنوان آخرین راه حل،طلاق بصورت منطقی‌ و به دور از هرگونه تنشی انجام شده که اینگونه فرزندان کمتر درمعرض خشونت و تهدید قرار گرفته اند.از طرفی تاکید داشت که درجلسات مشاوره بایستی به موارد دیگری از جمله صلاحیت والدین برای سرپرستی فرزندان، کمک به زوجین با هدف ایجاد روابط مناسب قبل و بعد از طلاق و نیز کاهش تنش‌ها و استرس‌های ناشی از اختلافات خانواده به منظور متعادل نمودن جذب عاطفی و روانی اعضای خانواده، افزایش آگاهی‌های زوجین در رابطه با نحوه برخورد صحیح با فرزندان پس از طلاق و فراهم نمودن زمینه‌های مناسب تداوم ارتباط والدین با کودکان بعد از طلاق و درنهایت افزایش آگاهی های زوجین برای جلوگیری از وقوع طلاق در ازدواج های مجدد،پرداخته شود. لازم بذکر است کادر محترم فرار فرزندان از منزل را یکی دیگر از بزرگ‌ترین معضلاتی مطرح نمود که امروزه بسیار شایع شده است.و با اشاره به عمده دلایل آن که اعتیاد والدین، مشاجرات و بدرفتاری اعضای خانواده با یکدیگر، خشونت های خانگی، سابقه محکومیت، ارتکاب جرم یا زندانی بودن یکی از اعضای خانواده و نیز مشکلات مالی و عدم امکان تغذیه و بهداشت مناسب می باشد؛ اذعان داشت ساختار فرهنگی و اجتماعی خانواده تحت تاثیر این عوامل قرار گرفته و نظام خانواده را متشنج ساخته در حدی که به مرور باعث انزواطلبی، گوشه‌گیری و عدم اعتماد به نفس فرزندان و نیز گاهاً تمایل به خودکشی و افسردگی می گردد و یا در نهایت بستر فرار از منزل را فراهم می سازد همچنین  اشاره داشت به اینکه در خانواده هایی که فرزندان انتظار گرمی و حمایت، اعتماد و تشویق را داشته متاسفانه با رفتارهای پرخاشگرانه و تهاجمی ازجمله کودک آزاری، همسرآزاری و حتی سالمند آزاری مواجه میگردندکه تاثیرات منفی و عمیقی را بجای می‌گذارد تا حدی که اگر کودک بد سرپرست یا بی سرپرست به مرکز ارجاع شود علی رغم اینکه مددکاران و روانشناسان مشکلات آنها را بررسی و ریشه یابی می کنند لیکن بدلیل نهادینه شدن برخی رفتارها از زمان کودکی اصلاح ودرمان را با مشکل مواجه می سازد. کارشناسان حقوقی با تاکید برجامع هدف بهزیستی که رشد تعالی کودک، تجدیدتربیت و بازپروری فرزندان ودر نهایت بازگشت آنها به سوی خانواده یا اقوام می باشد، افزودکه با افزایش تعداد مراکز نگهداری تحت عنوان مراکز شبه خانواده جهت رسیدگی بهتر و امکانات بیشتر تلاش شده است که  فضای خانه و روابط افراد خانواده را برای فرزندان تداعی بخشید و علی رغم اینکه میزان بزهکاری کودکان و نوجوانان در زیرمجموعه بهزیستی  بدلیل عدم تنش های موجود در منزل کمتر از بچه هایی می باشد که در دامان خانواده بزرگ شدند لیکن اعتقاد براین است فرزندانی که از عاطفه و عشق پدر و مادری برخوردار باشند زندگی بهتری خواهند داشت. در ادامه کارشناسان محترم نقش خانواده را در تکامل همه جانبه کودکان بسیار موثر دانسته که در این خصوص برآگاهی والدین به این نکته که رفتار آنها الگو و مدلی برای رفتار فرزندان بوده و در واقع به نوعی معلم و مربی فرزند خود می باشند تاکید داشته و همچنین جهت ایجاد اعتماد به نفس در فرزندان علاوه بر اصل محبت و تقویت روابط عاطفی در خانواده اظهار داشته که زوجین باید نسبت به عواملی که موجب تحریک طرف مقابل می‌شود آگاهی یابند تا بتوانند مسائل خود را به بهترین نحو حل و فصل کرده چرا که در غیر اینصورت پیامدهای منفی آن دامان فرزندان خود را خواهد گرفت.   شایان ذکر است  در خصوص خشونت های خانگی صرف نظر از قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، در بخش خشونت علیه زنان باتوجه به اینکه در قانون مجازات اسلامی  بطور اختصاصی به این مبحث پرداخته نشده و از طرفی لایحه تامین امنیت بانوان در برابر خشونت نیز تاکنون اجرایی نگردیده،  شاید صرفاً بتوان به ماده 619 قانون فوق الذکر در بخش تعزیرات و یا اخذ دیه و اعمال مجازات در موارد ضرب و شتم و یااز باب حقوقی به مواد1115 و  1130 قانون مدنی اشاره نمود. در نتیجه دایره حقوقی با تأکید مجدد بر آموزش مهارت های زندگی جهت پیشگیری از خشونت های خانگی، عمده دلایل آن را فقر و سوء مصرف مواد مخدر و الکل، انتخاب همسر نامناسب، تفاوت‌های فرهنگی و نیز عدم علاقه زوجین که باعث بروز بدرفتاری از طرف یکی از زوجین بر دیگری شده،دانست و اشعار داشت ارتقاء مهارت‌های اجتماعی و تکنیک های ارتباطی خصوصاً ارتباطات و تعاملات غیررسمی در زندگی مشترک، کنترل هیجانات، ارتقاء آستانه تحمل کنترل خشم و کاهش تعلقات فردی،شناخت درست زن و مرد از یکدیگر قبل از ازدواج، آگاهی از پیشینه هم در زمینه سوء سابقه و استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی، حل اختلافات بین زوجین به روش صحیح و از طریق مشاوره و به دور از فحاشی و برخورد فیزیکی، پرهیز از ازدواج اجباری و ارائه آموزش‌های لازم خصوصاً به زنان در راستای حفاظت از خود و فرزندان در هنگام خشونت و ترک محل خشونت میتواند از راه های پیشگیرانه از خشونت های خانگی محسوب گردد. کمیسیون روابط عمومی کانون وکلای دادگستری کرمان